|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
دیروز عصر برای بار سوم مکس سامان مقدم را دیدم. عادت کردم هروقت دلم از سینمای ایران می گیره فیلم های خوب گذشته را ببینم. برای همین تعجب نکنید اگه یک مدت به جای نوشتن در مورد فیلم های روی پرده به فیلم های دیگه پرداختم. ( هرچند قبلا هم گاهی این کار را کردم ) پی نوشت: اگه شما هم از چند تا فیلم آخری که در سینما دیدید خسته اید پست قبلی را حتما بخوانید! پی نوشت ۲: راستی باورتان می شود قاچاق فیلم مهار شد؟!
+
تاريخ دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 0:50 نويسنده سینما آزادی
|
تازه از پیک نیک در میدان جنگ(سید رحیم حسینی) برگشتم. عصر جمعه برای سانس هفت رفته بودم سینما سروش تا یک فیلم به اصطلاح کمدی با بازی علی صادقی ببینم. کل جمعیت حاضر در سالن سینما هنگام شروع فیلم حدود چهل نفر و بدون اغراق هنگام پایان در حدود پانزده - شانزده نفر بودند. اینکه قرار است بودجه سینما را افزایش بدهیم عالیه. تلاش برای مبارزه با قاچاق فیلم حتما به سینمای ایران کمک می کنه اما یک چیز از همه مهم تر و کارسازتر ساختن فیلم خوبه! بهترین فیلم های اکران شده در سال گذشته شامل سه فیلم چهارشنبه سوری - کافه ستاره و چه کسی امیر را کشت بوده و در سه ماه ابتدای امسال هم فیلم خون بازی را می توان جزء بهترین ها نام برد در حالیکه این تعداد به نسبت فیلم های اکران شده که سال پیش به حدود چهل و دو تا می رسید کم است. هیچ فیلمی واقعا بد نیست شاید چون موسیقی و یا فیلمبرداری خوبی داره و یا فیلمنامه اولیه اش قوی بوده اما من یا هیچ کس دیگه ای نمی تواند از مخاطب عام سینما بخواهد تا یک ساعت و نیم از وقتش را برای دیدن فیلمبرداری یک فیلم بردار خوب یا شنیدن موسیقی خوب و به موقع در فیلمی بگذارد. فروش میلیاردی مارمولک - آتش بس و اخراجی ها یعنی مردم هنوز به سینما می روند البته اگر دلیلی برای این کار داشته باشند. گاهی فیلم های به قول معروف معناگرا که کارهای خوبی هم هستند کمتر از خوب بودنشان می فروشند اما راحت می توان پذیرفت که دسته ای از این فیلم ها برای تماشاگر خاص و جشنواره ها هستند. پس انگشت اتهام به سوی این سینما دراز نمی کنم که خودم همیشه از تماشاگران فیلم های جدید با طرح های نو و متفاوت هستم. اما چرا تجربه چند میگیری گریه کنی بعد از یک سال می شود اگه میتونی منو بگیر؟ چرا سینمای کمدی از مومیایی ۳ در عرض چند سال به شاخه گلی برای عروس می رسد؟ و هزاران چرای بی جواب دیگر.... پی نوشت ۱: ما همچنان سیدی قاچاق نمی خریم و به سینما می رویم و هنگام شروع فیلم تلفن های همراهمان را خاموش می کنیم و تا انتهای فیلم روی صندلیهایمان می نشینیم. خدایا صبری عطا کن! عکس از سوره سینما
+
تاريخ جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 22:43 نويسنده سینما آزادی
|
فکر کردم آخرش که میروم رئیس پس همین امروز که جمعه است و تعطیله وقت خوبیه. برای سانس شش ونیم رفتیم سینما صحرا که البته تا جای پارک پیدا کنیم و بریم یک ربع را از دست دادیم . نمی دانم داستان رفاقت مسعود کیمیایی در فیلم هایش کی تمام می شود ولی میدانم که رئیس همان فیلمی است که باز هم علاقه مندان سینمای کیمیایی دوستش دارند وعده ای دیگر آن را فیلم بی موضوعی میدانند مثل افراد با فرهنگی که پشت ما نشسته بودند و بعد از میل کردن چیپس و پفکشان مشغول صحبت در مورد فیلم شدند :- نه وایسا حالا شروع می شه -چی شد و...هر چند جمله هاشون لطمه ای به فیلم وارد نمی کرد و صدای فیلم آنقدر بد بود که کلا هیچ نمی شنیدم اما حرف آخرشان مرا واقعآ ناراحت کرد !" چندبار گفتم سینما نریم دیگه سینما نمیاما!!" کاش مردم وقتی فیلمی را دوست ندارند سینما را ترک کنند البته نیامدن به سینماها هم از شکستن شیشه های سینما بهتر است (سینما میلاد هنگام اکران چه کسی امیر را کشت؟) آخرین فیلم مسعود کیمیایی حکم دیگری است که با بازی جمعی از ستارگان سینمای ایران این بار برای رئیس صادر شده. پی نوشت ۱: راستی اگر قرار است با دیدن رئیس دور سینما را خط بکشید لطفا نرید رئیس! پی نوشت ۲: اگر قرار است رئیس را ببینید لطفا برید سینما چون خبری از سیدی های قاچاقش نیست و امیدوارم نشود! عکس از سینمای ما
+
تاريخ شنبه نهم تیر 1386ساعت 0:8 نويسنده سینما آزادی
|
وقتی حکم را دیدم تصمیم گرفتم دیگه سینمای کیمیایی را دنبال نکنم! ولی دیدن آخرین ساخته مسعود کیمیایی همه را وسوسه می کنه چه برسه به من. سانس های سینما فرهنگ یازده و نیم - یک ونیم و... بود و من هم بعد از اینکه به سختی تاکسی گیر آوردم و خودم را برای سانس پنج و نیم به سینما رساندم و با عجله بلیط را گرفتم و وارد سالن شدم. سینما واقعا خلوت بود و من از شلوغ شدن سینماها برای رئیس و رونقشان نا امید شده بودم که گرداب شروع شد! گرداب یکی از داستانهای کوتاه صادق هدایت است که چند سال پیش به صورت فیلم درآمده و و در تابستان بی رونق سینماها در پنج سینما اکران شده. آخرین فیلم حسن هدایت با بازی شهاب حسینی و لاله اسکندری و احمد نجفی و شاهرخ فروتنیان مانند داستانهای هدایت در دنیایی تیره و با ماجرای یک خودکشی شروع می شود. شاید چون برای دیدن رئیس آمده بودم فضای تاریک فیلم برایم لذت بخش هم بود. وقتی از سالن بیرون آمدم نگاهی به بیلبورد سانس ها انداختم و واقعا به قسمت پی بردم. سالن دو فرهنگ در سانسهای یازده و نیم تا هفت و نیم شب یکسره رئیس نشان می داد به جز سانس پنج و نیم که به گرداب اختصاص داشت. پی نوشت۱: هنوزم ( بعد از خواندن آخرین پست مهرزاد دانش ) وسوسه دیدن آخرین ساخته مسعود کیمیایی تحریکم می کند. پی نوشت ۲( بی ربط ): بالاخره یک برنامه تلویزیونی هم در موررد معضل قاچاق فیلم ها حرف زد. اگر هم مثل من فیلم های تکراری تلویزیون را نمی بینید برنامه خانه ای با طرح نو را از دست ندهید. عکس از سوره سینما
+
تاريخ چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 22:5 نويسنده سینما آزادی
|
تا نیمه های شب نشسته بودم و فیلم سلام سینما ( محسن مخملباف ) را می دیدم. تصمیم گرفتم به جای نوشتن در مورد فیلمی که سیزده سال پیش در سینمای ایران ساخته شده فقط چند تا از دیالوگ های فیلم را بنویسم. دیالوگهایی که چندان دور از حال سینمای ایران نیست: - اگه بخوام چشماتو باز می کنی واسه سینما - سعی کنید خوب گریه کنید واسه این سینما - اگه می خواید هنرمند باشید بمانید اگه می خواید انسان باشید برید پی نوشت ۱: راستی واقعا الان هم ۵۰۰۰ نفر برای یک همچین اطلاعیه ای می روند؟ (عکس بالا را خیلی دوست دارم) عکس از سوره سینما
+
تاريخ دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:12 نويسنده سینما آزادی
|
زیاد از تغییراتی که توی فیلمنامه نقاب شده بود شنیده بودم اما فکر هم نمی کردم که سیدی های قاچاق فیلم کامل تر از فیلم در حال اکران باشد اما بالاخره مثل اینکه چاره ای نبود جز پذیرفتن این حقیقت که فیلمی که من دیدم چند سکانسی از پوکر کمتره. هم دلم می خواست فیلم اصلی را ببینم و هم اینکه به هیچ عنوان به خودم اجازه نمی دادم سیدی قاچاق بخرم برای همین بالاخره سیدی را از همسایه مان قرض کردم و دیدم. در کمال ناباوری ( هرچند نامه های وزارت ارشاد را خوانده بودم ) سیدی های قاچاق فیلم دارای کیفیت عالی و چند سکانس اضافه بود هرچند تنها یک سکانس ارزشمند در این نسخه به چشم می خورد اما همان سکانس بهترین دلیل برای دیدن این نسخه بود. سکانسی که درست در انتهای فیلم سرنوشت بازیگر اصلی را عوض می کند و پایان بهتری به فیلم می دهد. پی نوشت: این اصلا دلیل درستی نیست که برای دیدن یک سکانس سیدی قاچاق بخرید! ( اگر هم خیلی دوست دارید به شما قول می دهم در آشنایان و دوستان بالاخره کسی هست که فیلم را به شما قرض بدهد. ) پی نوشت ۲: اگه نسخه قاچاق فیلمی را خریدید و بعدا عذاب وجدان گرفتید در یک روز شنبه که سینماها هم نیم بها است یک بلیط فیلم را بخرید و پاره کنید! عکس از سینمای ما
+
تاريخ شنبه دوم تیر 1386ساعت 18:22 نويسنده سینما آزادی
|
|
|