|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
امروز در انجمن فیلم "پنج" ساخته استاد عباس کیارستمی را دیدم. فیلمی که دیدنش هم نوعی تجربه محسوب می شود. تجربه آرامش داشتن در سالن تاریک سینما و... پنج را باید دید. قلمی نیست برای نوشتن طبیعت خلاق. پی نوشت: کافه فیلم قرار است برای مدت یک ماه دایر باشد.
+
تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 21:20 نويسنده سینما آزادی
|
قاعده بازی (احمدرضا معتمدی) را قبلا به مدت ۱۲۰ دقیقه در جشنواره فیلم فجر دیده بودم اما امروز به طور اتفاقی دوباره این فیلم ( البته ۹۰ دقیقه) را در اریکه ایرانیان دیدم. در جشنواره به دلیل تراکم فیلمها وقت برای نوشتن نبود اما الآن فرصت خوبیست تا کمی از اولین فیلم کمدی کلاسیک ایرانی بنویسم: در جشنواه تیتراژ آغازین فیلم واقعا مبتکرانه بود که البته در نسخه اکران شده خبری از آن تیتراژ نیست اما حذف بعضی از صحنه ها به بهتر شدن فیلم کمک کرده و اثر جذاب تری را به نمایش گذاشته. هزینه ساخت این فیلم در حدود ۸۰۰ میلیون تومان و مدت فیلمبرداری نیز حدود ۳ ماه طول کشیده و البته تعداد بازیگران مشهورش هم بیش از بقیه فیلمهاست. این است قاعده بازی گیشه! قاعده بازی را احمدرضا معتمدی نوشته و کارگردانی کرده و داريوش ارجمند, جمشيد هاشمپور, سعيد پورصميمي, اكبر عبدي, حميد لولايي, عليرضا خمسه , محسن قاضي مرادي , گوهر خيرانديش, الناز شاکردوست, ژاله صامتي , مهتاج نجومي , فريده سپاه منصور, انوشيروان ارجمند, شهرام قائدي, مهران رجبي, مريم سعادت, هوشنگ حريرچيان, داوود منفرد, كيومرث ملكمطيعي در آن به ایفای نقش پرداخته اند! قاعده بازی بهترین جا برای متفاوت بودن بازیگرانیست که می شناختیم. عکس از سینمای ما
+
تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:49 نويسنده سینما آزادی
|
امروز(۲۴ مرداد) کلاهی برای باران ( مسعود نوابی ) را دیدم و چون اعتقاد دارم فیلم کمدی را باید دید پس کلاهی برای باران را ببینید. پی نوشت ۱: ۱۸۴ روز تا سینما آزادی! پی نوشت۲(چند روز بعد): متاسفانه این پست به طور ناگهانی پاک شد و در بازسازی کمی تغییر کرد.
+
تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 10:18 نويسنده سینما آزادی
|
امروز قفلساز آخرین ساخته غلامرضا رمضانی را در انجمن فیلم دیدم. قفلساز در ژانر فیلمهای اجتماعی قرار دارد و با محویت موضوع کودک آزاری ساخته شده که در بین دیگر فیلمهای تولید شده با این موضوع از ارزش هنری بیشتری برخوردار است.
+
تاريخ یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 23:31 نويسنده سینما آزادی
|
روز سوم: کاغذ بی خط ( ناصر تقوایی ) را قبلا هم دیده بودم و برخلاف برخی دوستان و منتقدان که آخرین ساخته استاد را زیاد دوست نداشتند من این اثر را از بهترین های گنجینه اثار دیده هایم می دانستم و می دانم. چند خط از کاغذ بی خط: ...برای نوشتن بیخودی دنبال موضوع خوب نگردید. همه موضوعها خوبن. موضوع بد اصلا وجود نداره نویسنده بد زیاده... ...تو از هیچ بلدی همه چی بسازی. عین نویسنده ها از همه چیزهایی که تو زندگیت نیست یه دنیای راست راستکی بسازی. یه دروغ راست راستکی... این دنیایی که ما توشیم به درد کار نمیخوره. قبل از من و تو همه چیزش اختراع شده. دنیای قصه ی تو، یه جور دنیاییه که خودت باید خلقش کنی. اگه میخوای بگرده، به اراده ی تو باید دور خودش بگرده... وقتی میخوای آفتاب بشه، خورشید باید بتابه، وقتی نمیخوای بذار بره پشت ابرا... وقتی میخوای بارون بیاد، آسمون باید بباره، وقتی نمیخوای، اراده کن، بند میاد... پایان سفر
+
تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 3:12 نويسنده سینما آزادی
روز دوم: خیلی وقت بود که می خواستم شبهای روشن ( فرزاد موتمن ) را ببینم و این سفر بهترین فرصت بود. ۰۰:۲۵ بامداد بود که فیلم را توی کامپیوتر گذاشتم و در تاریکی شب مشغول دیدن شدم. هرچند دوستان زیادی از فیلم تعریف کرده بودند و داستان فیلم را می دانستم اما لذت دیدن این اثر چیز دیگری است. بدون شک شبهای روشن از بهترین ملودرام های ایرانی است. باور ندارید؟ ببینید! پی نوشت: سینما آزادی.....صحنه هایی از فیلم لیلا..........شبهای روشن را ببینید. عکس از سینمای ما
+
تاريخ جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 2:20 نويسنده سینما آزادی
قرار بود برویم شمال. چند تا فیلم خریدم ، شارژ لبتابم را کامل کردم و راه افتادیم. روز اول: هرچند فیلم دیدن توی سالن سینما را خیلی دوست دارم اما به نظرم بعضی فیلم ها را باید در خانه دید*. گیس بریده ( جمشید حیدری ) را هم می شود در یک عصر طولانی تابستان در مقابل باد کولر دید و لذت برد. راستی منظورم از لذت بردن این نیست که فیلم بی نقض و عیب است اما در بین فیلمهایی با این ژانر، موضوع جدیدتری دارد و بازیگران بهتری. پی نوشت: به دلیل نبود خط تلفن برای اتصال به اینترنت این فیلمنوشت ها پس از بازگشت از سفر روی وبلاگ قرار گرفته اما تاریخ پایین زمان اصلی نوشته شدن مطالب است. * منظورم خرید سیدی قاچاق نبود.
+
تاريخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 15:58 نويسنده سینما آزادی
باور کنید سینما پر پر بود! چند لحظه یک بار صدای خنده بچه ها سالن را پر می کرد و صحنه هایی بزرگترها هم با آنها همراه می شدند. نسل من با کلاه قرمزی و پسرخاله متولد شد اما دیگه توی سینمای دوران کودکییش فیلم کودک نداشت پس این فیلم را نقد نکنید تا شاید نسل بعد از سینمای دوران کودکیش چند تا فیلم کودک هم در خاطره داشته باشند، یک بار بیشتر این فیلم را نبینید تا سعی نکنید اشکالات ریز و درشتش را به رخش بکشید، در کل ایراد نگیرید به فیلمی که در این دوران به سینماها رونق داده! نصف مال من! نصف مال تو! ( وحید نیکخواه آزاد) را یک بار ببینید! پی نوشت ۱:واقعا آرشیو این یک سال و چند ماهی که دارم وبلاگ می نویسیم یا اصلا آرشیو سینمای ایران را نگاه کنید چند تایش ژانر کودکان است؟! پی نوشت ۲:می خواستم در مورد عملکرد سینمای ایران بنویسیم در مورد پرفروش ترین ها و بهترین ها اما دیدم بهتره همه در این مورد بنویسند. پس این وبلاگ و اسمهایش فقط بهانه ایست برای نوشتن. عکس از سینمای ما
+
تاريخ شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:4 نويسنده سینما آزادی
|
دیشب تلویزیون دوباره شیدا (کمال تبریزی) را پخش کرد و من هم دوباره دیدم. البته من همه کارهای کمال تبریزی (آنهایی که بعد از تولدم ساخته شدند) را بیش از دو بار دیدم. اصلا مگه میشه مارمولک یا لیلی با من است را فقط یک بار دید!؟ پی نوشت۱: نوشتن روز به روز داره سخت تر میشه. فکر کنم با اکران سنتوری دوباره بتوانم بنویسم! پی نوشت۲: راستی الآن دیدم این پنجاهمین پستی است که دارم توی وبلاگ می گذارم. پی نوشت آخر: اگه از تغییر یکدفعه ای نام و محیط وبلاگ تعجب کردید باید بگم دیدم حالا که ۱۲ بهمن قرار است سینما آزادی (اولین سینمایی که رفتم) گشایش یابد من هم اسم فیلم نوشته هایم را تغییر دهم. یادش بخیر اولین باری که رفتم سینما فیلم از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی کیا) بود آن موقع درست شش ماهم بود! پی نوشت فوری(چند روز بعد): ببخشید که بخش شما بنویسید چند روزی نیست مثل اینکه در کدهای قالب وبلاگ مشکلی پیش آمده. عکس از سوره سینما
+
تاريخ دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:28 نويسنده سینما آزادی
|
(علی) سنتوری(داریوش مهرجویی) که اکران نشد و معلوم هم نیست چه وقت نوبتش می شود اما آخرین ساخته مازیار میری از امروز روی پرده سینماها است. بروید سینما و ببینید!* ساعت شش که فیلم تمام شد از سینما تا خانه یک عالمه حرف به ذهنم می آمد که بنویسم اما نمیدانم چرا الان چیزی جز بازی بی نقص پرویز پرستویی و یک فیلم خوب در میان اکران متوسط این تابستان در یادم نیست. پی نوشت ۱: فکر کنم دوباره مثل اوایلی که این وبلاگ را باز کرده بودم زیاد حوصله نوشتن ندارم. پی نوشت ۲: شما هم در مورد فیلم بنویسید. در مورد سینمای ایران. بنویسید! * یعنی خرید سیدی های قاچاق ( هرچند به احتمال عرضه نمی شود ) ممنوع! عکس از سینمای ما
+
تاريخ چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 19:52 نويسنده سینما آزادی
|
یکشنبه بعد از پایان یک دوره فشرده امتحان و وبلاگ نویسی به مسافرت رفتم و فیلم شیرهای جوان ( محسن محسنی نسب ) را از شبکه ۲۴ ساعته پخش فیلم های هتل دیدم. شیرهای جوان فیلمی نیست که بشود دیدنش را توصیه کرد اما اگر قرار است فیلم های آسیای شرقی را ببینید باور کنید در این فیلم هم صحنه های زد و خورد و کتک کاری وجود دارد!همین. پی نوشت۱: هر چند به نظر می آید قاچاق فیلم های روی پرده تا حدی کنترل شده اما هنوز باید فرهنگ سازی شود تا یک هتل نسخه قاچاق نقاب را از شبکه سراسری خود پخش نکند. پی نوشت۲: این شبکه داخلی فیلم سالاد فصل را هم پخش کرد که متاسفانه وقتی پلیس به محمدرضا شریفی نیا زنگ زد فیلم قطع شد، ببخشید میشه اگر کسی پایانش را می داند بگوید؟!
+
تاريخ دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 12:29 نويسنده سینما آزادی
|
|
|