|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
خدا را شکر امسال کلاس مطالعات اجتماعی هست تا حداقل گاهی یک فیلم ببینم حالا می خواهد بعدش مجبور به توضیح معضلات فرهنگی جامعه باشم. دو زن ( تهمینه میلانی) را چند سال پیش دیده بودم اما بعد از چند سال دیدنش لذت بخش بود. پی نوشت: زمان؛ راه حل طبیعت، برای با هم نیفتادن همه اتفاقات است: وودی آلن
+
تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:31 نويسنده سینما آزادی
|
بعد از دو هفته امتحانات فشرده و خستگی زیاد، جمعه را به خودم استراحت دادم و مشغول دیدن ستاره ها: جلد دوم ستاره است (فریدون جیرانی) شدم. دو سال پیش در جشنواره ستاره بود (قسمت سوم سه گانه ستاره ها) را دیده بودم و امروز قسمت دوم. ستاره است. به همین سادگی؛ فقط طبق عادت آمده ام تا فراموش نکنم فیلمی دیده ام. پی نوشت: نمایشنامه سهراب کشی آخرین تئاتر اجرا نشده منتشر شده؛ اگر شما هم غم انگیزترین افسانه جهان را غمنامه رستم و سهراب می دانید، حتما این کتاب را بخوانید.
+
تاريخ جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 17:45 نويسنده سینما آزادی
|
لغو شدن امتحان شنبه بهترین بهانه بود تا در این روزهای کار و خستگی بتوانم یک سر به سینما بزنم؛ برای همین سانس ۶:۳۰ رفتم سینما فرهنگ، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)... اتوبوس شب فیلم خوبیست، دوستش دارم؛ شاید چون سیاه و سفید است و مانند تمام فیلمهای جنگی رنگ خاک و خون ندارد، چون تمام جنگ را دوطرفه نشان می دهد، نه مانند یک نگاه تک وجهی که در یک طرف تمام خوبیها و در طرف دیگر تمامی سیاهی هاست. اتوبوس شب فیلم خوبیست و من دوستش دارم شاید چون بعد از گل یخ و نوک برج امیدی دوباره است. مگه خدا رو شکر کردنم چرتکه انداختن می خواد؟ : از دیالوگهای اتوبوس شب پی نوشت ۱: راستی دیگر روشن بودن موبایلها و حرف زدن در سالن سینما بی فرهنگی یا حداقل خلاف قانون نیست؟! پی نوشت ۲: گوشواره اکران شد، پستش در آرشیو ماه مهر هست. اگر طرفدار سادگی هستید؛ ببینیدش. پی نوشت ۳: تمام نوشته های شما را می خوانم؛ از همراهیتان با فیلمنوشتهای سینما آزادی ممنون. عکس از سینمای ما
+
تاريخ چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:15 نويسنده سینما آزادی
|
|
|