|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
امروز کلاسمان ساعت ۱۲ تمام شد و تا ساعت چهار هیچ کاری نداشتیم. برای همین با دو تن دیگر از دوستان راهی نزدیک ترین سینما یعنی عصرجدید شدیم. برای سانس ۱۲:۳۰ بلیط گرفتیم و وارد شدیم. فیلم ملودی (جهانگیر جهانگیری) بود: از آن فیلمهای دهه ۵۰ سینمای ایران. از سینما آمدیم بیرون... هنوز دو ساعتی بیکار بودیم پس دوباره بلیط گرفتیم و رفتیم مادرزن سلام (؟). این اولین باری بود که برای گذراندن وقت و با دو بسته پفک وارد سینما شده بودم... راستی واقعا سینمای ایران در حال نابودیست؟ این هم اکران بعد از جشنواره بیست و ششم! پی نوشت: این اولین بار است که یک پست را برای دو فیلم می گذارم. بالاخره اسراف نباید کرد!
+
تاريخ چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 20:42 نويسنده سینما آزادی
|
امروز برای دیدن همیشه پای یک زن در میان است (کمال تبریزی) به تالار اندیشه رفته بودم. برای دیدن فیلمی که باید کمدی خوبی می شده اما نشده! شاید زیادی به سمت هجو رفته... شاید برای گفتن چند جمله حرف ۹۰ دقیقه زیاد است. شاید... اینجا میدان رزم نیست برای جنگیدن. اینجا دنیاست برای زندگی کردن و پای همه انسانها هم در میان است!
+
تاريخ سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 19:58 نويسنده سینما آزادی
|
|
|