تبليغاتX
سینما آزادی
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم

امشب فقط در دو کلمه اعتراف می کنم: من ترسیدم. این بهترین و خلاصه ترین پستی است که می توانم برای حریم (سیدرضا خطیبی سرابی) بگذارم. معلمی داشتیم (هنوز هم داریم اما من سر کلاسهایش نمی روم) که می گفت هر وقت فیلمی بتواند کاری که می خواسته را بکند، حتی اگر آن چیز این باشد که تماشاگر از فیلم بدش بیاید، فیلم موفقی است. حالا هم اگر حریم می خواسته تنها برای لحظه هایی تماشاگر را بترساند و میخکوب کند به گریم های عجیب و غریب؛ در مورد من موفق عمل کرده.

خبر بد و خوب: این روزها دیگر پوستر سبز رنگ اخراجی ها ۲ شده کابوس فرهنگ و تمدن ایرانی و تعبیر این کابوس بی پایان فروش هفت میلیاردی آن تاکنون است. تبریک برای موفقیت دوباره درباره الی. این بار در جشنواره تریبکا.  به نظرم فونت این پست با بقیه فرق دارد... درست فکر می کنم یا توهم شب امتحان است؟

پی نوشت: یک ماه دیگر این وبلاگ، سینما آزادی، به آدرس http://naghdcinemairan.blogfa.com در بلاگفا و با دامنه http://www.cinema-azadi.orq.ir ،سه ساله می شود. می خواهم به مناسبت سالگرد تولدش بهترین حرفهایش را پیدا کنم. از تمام خوانندگان و دوستان جدید و قدیم این وبلاگ می خواهم که بهترین های این سه سال را از نظر خودشان بگویند.اگر خاطره خاصی هم از این وبلاگ دارید (اولین بار دیدنش، خبری که برای اولین بار اینجا خوانده اید یا...) حتما بنویسید. ممنون.

آخرین پی نوشت: گفته بودم به سفری کوتاه می روم با مدرسه، رفتم و باز آمدم. خواستم بنویسم از این پنجشنبه فوق العاده سفر اما توان گفتنم نبود. کلمات یاری نمی کردند تا اینکه در ته خط به این رسیدم: چه پنجشنبه اردیبهشتی خوبی!

چه پنجشنبه‌ی اردي‌بهشتی خوبی
و ضربِ مرتعش نبض ساعتِ چوبی
من و رفيق قديمی و چای و هی سيگار
به خاطرات قسم/ معجزه‌ست اين تکرار
عدد به چرخش خويش آمد و/ «الو! آقا!»
چه صوت امن و نجيبی‌ست اين صدای شما
من عاشق‌َت شده‌ام/ کُلّ ِ ماجرا اين‌َست
همين دليل فرارم شده‌ست از اين بن‌بست
فرار کرده‌ام و آمدم که برگردم
تفحصی کنم اندر حکايت دردم
چه پنجشنبه‌ی اردي‌بهشتی خوبی
چه لحظه‌های غليظی/ چه حس مطلوبی

/ انديشه فولادوند ـ اردي‌بهشت ۸۷/


ادامه نوشته
+ تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 0:17 نويسنده سینما آزادی |